هر کسی هستی و هر جا که تو مسکن داری، برایت،یک بغل آرامش،
یک دوجین پاکی و صدق،
بی کرانی از فهم،آرزو دارم من.
نیستی تو اما . . .
هر کجایی هستی، عاشق و پاک و سلامت باشی.
باز هم ، در همین فکر آشفته ی خویش، عارفانه ، . . .
من به تو می رسم ، انگار دوباره . . .
باران بند آمد،
باز هم من تنها،

